
عقربه های ساعت، 21:35 یکشنبه 15 فوریه را نشان می دادند که رئیس شورای ملی انتخابات ونزوئلا بر صفحه تلویزیون ظاهر شد تا خبر پیروزی قاطع و ارزشمند رای "آری" را به دنیا مخابره نماید. تنها چند دقیقه پس از اعلام نتایج، هوگو چاوز بر بالکن کاخ ریاست جمهوری میرافلورس در شهز کاراکاس ظاهر شد تا به احساسات صدها هزار طرفدار که با اجتماع در خیابان های اطراف کاخ ریاست جمهوری، "میرافلورس" را همچون نگینی در میان گرفته بودند پاسخ دهد. شدت شور و شعف و هلهله و شادی به حدی بود که اینبار بر خلاف پیروزی های گذشته که رئیس جمهور یک ساعت پس از اعلام نتایج به میان مردم می آمد، آقای چاوز لحظاتی پس از اعلام نتایج بر بالکن میرافلورس حاضر شد تا همانطور که چند روز پیش در اجتماع میلیونی خیابان بولیوار شهر کاراکاس به مردم وعده داده بود، شاد و خندان و پیروز پذیرای انقلابیون بولیواری باشد.
گزینه "آری" در این انتخابات با کسب 6 میلیون و 300 هرار رای توانست 55 درصد آرا را به خود اختصاص داده تا بدین ترتیب 15 فوریه 2009 شاهد رقم خوردن یکی از بزرگترین پیروزی های آقای چاوز که به گفته فیدل کاسترو آینده آمریکای لاتین به نتیجه آن بسته است، باشد. حضور کم سابقه 70 درصدی مردم در این رفراندوم و تکاپوی چشمگیر مخالفان برای کسب رای مردم و توسل آنان به تمام حربه های تبلیغاتی برای تشویق مردم به رای منفی که توانست آرای مخالفان را به رقم 5 میلیون رای برساند، خود از نشانه های اهمیت این رخداد مهم و البته پیروزی ارزشمند و تاریخی آقای چاوز و مردم انقلابی ونزوئلا می باشد. رای "آری" روز یکشنبه مردم ونزوئلا جدا از تصویب اصلاحیه قانون اساسی، مهر تایید دیگری است بر عملکرد انقلابی آقای چاوز که تا کنون 15 بار به طور مستقیم و غیر مستقیم در معرض آرای مردم قرار گرفته و به طور خاص پیروز 14 انتخابات و در مجموع سرافراز همه آنها شده است. از نکات قابل توجه پیروزی آقای چاوز در رفراندوم روز یکشنبه گذسته می توان به کسب 2 میلیون رای اضافی نسبت به رفراندوم قانون اساسی سال 2007 و همچنین پیروزی در مناطقی چون "ناحیه پایتخت" یا ایالت "کارابوبو" که در انتخابات محلی نوامبر گذشته توسط مخالفان فتح شده بودند، اشاره کرد.
این پیروزی که بواسطه آن آقای چاوز و دیگر مسوولان انتخابی توسط مردم از محدودیتی برای کاندیدا شدن در انتخابات های آتی برخوردار نخواهند بود، روز 15 فوریه 2009 را تحت عنوان "احیای مجدد ونزوئلا" در تاریخ ثبت کرد تا در انتخابات ریاست جمهوری دسامبر 2012 همانطور که آقای چاوز در جمع مردم انقلابی ونزوئلا اعلام کردند، "اگر خداوند متعال اراده نماید و عمری باشد و اگر مردم اینگونه بخواهند"،با کاندیداتوری ایشان، امید مستضعفان و مظلومان در آمریکای لاتین بر این شیرمرد سرزمین آرادیخواهان بزرگ استوار گردد.
+
; ٥:٢۸ ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢٩

بزرگمرد آمریکای لاتین لحظاتی پیش سفیر اسرائیل به همراه شمار دیگری از دیپلمات های این کشور را در محکومیت حملات ددمنشانه رژیم صهیونیستی علیه مردم بی گناه و بی دفاع غره اخراج کرد. این اقدام شجاعانه پس از آن صورت می گیرد که چاوز دو سال پیش نیر در محکومیت حمله اسرائیل به جنوب لبنان سفیر خود از این کشور را فرا خوانده و اعلام کرده بود ونزوئلا نیازی به داشتن روابط به چنین کشوزی ندارد. در بیانیه دولت ونزوئلا ضمن درخواست توقف فوری حملات ددمنشانه رژیم صهیونیستی علیه مردم مظلوم غزه، تاکید شده است ونزوئلا تا مجازات عاملان و آمران این جنایت از پای نخواهد نشست. روز گذشته نیز آقای چاوز اسرائیل را بازوی جنایت کار و قاتل آمریکا خوانده و تاکید کرده بود خاور میانه با وجود اسرائیل روی صلح را نخواهد دید. وی همچنین ضمن اعلام رایزنی با دیگر کشور ها برای اقدام گروهی علیه دولت اسرائیل، مردم ونزوئلا را فراخواند تا با حضور در خیابان ها حقانیت مردم فلسطین را فریاد بکشند. مجلس ونزوئلا نیز در حالی که نمایندگان آن چفیه های فلسطینی بر گردن آویخته بودند با صدور بیانیه ای ضمن اعلام انزجار شدید از حملات رژیم صهیونیستی، همبستگی خود را با مردم مظلوم و ستمدیده غزه اظهار نموده و توقف فوری حملات ویرانگر علیه مردم این شهر را خواستار شد. همرمان مراسم با شکوهی در مسجد شهر کاراکاس با حضور مقامات بلند پایه دولت ونزوئلا از جمله وزیر امور خارجه،وزیر کشور و وزیر کشاورزی، رئیس مجلس ونزوئلا به همراه گروهی از نمایندگان، سفرای کشورهای مختلف، نمایندگان احزاب و گروه های مردمی در دفاع از مردم غزه و اعلام خشم و انزجار از اقدامات وحشیانه رژیم اشغالگر قدس برگزار گردید. چاوز بار دیگر بر همگان ثابت کرد آزادیخواهی وی حد و مرز نمی شناسد و با اخراج سفیر و دیپلمات های صهیونیست ندای "هل من ناصر ینصرنی" مردم مظلوم غزه را پاسخ داد.
..........................................................................
او هست...
او هست تا تاریخ ببیند چطور بزرگمرد انقلابی برخاسته از سرزمین آمریکای لاتین بر عهد خود در دفاع از مظلوم در سراسر عالم وفا می نماید، هست تا از همسایگی آمریکا، پشتیبانی دولت ایالات متحده آمریکا از حملات رژیم صهیونیستی را افشا و محکوم نماید، هست تا دیگر سران دنیا را بر رسالت اصلی آنان یعنی تلاش در برقراری صلح در دنیا تذکر دهد تا شاید در این وانفسا سران عرب نیز فریاد مردمشان را گوش فرا داده و اقدامی در جهت احقاق حقوق مردم غزه و تمام فلسطینیان اتخاذ نمایند، هست تا حقانیت مواضعش را بار دیگر به رخ تمام منتقدان بکشد، هست تا با فریاد الله اکبر به فلسطین و لبنان بگوید همیشه در کنار آنان است، هست تا ضربه ای باشد بر پیکر در حال احتضار امپریالیسم و صهیونیسم، هست تا همبستگی خود با مظلومان دنیا را اثبات نماید، هست تا بار دیگر صهیونیسم و امپریالسیم را بزدلانی خطاب نماید که مردمی بی گناه و بی دفاع را مورد حمله قرار داده اند، هست تا بغض همه منتظران با شنیدن صدای دفاع از مظلوم از سرزمین آمریکای لاتین بشکند، هست تا بگوید ونزوئلا تا مجازات عاملان و آمران قتل عام فلسطینیان از پای نخواهد نشست، هست تا همگان بدانند جبهه مبارزه با استکبار در آمریکای لاتین برقرار، بیدار و هوشیار است... او هست...
+
; ۱:٢٦ ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱۸

بر اساس آمار اعلام شده توسط شورای ملی انتخابات ونزوئلا، حزب مردمی هوگو چاوز با فتح اکثر شهرداری ها و فرمانداری ایالت های ونزوئلا، برنده انتخابات محلی این کشور شد.
این انتخابات که از حضور ناظران و "همراهان" کشورهای مختلف برخوردار بود با استقبال چشمگیر مردم ونزوئلا همرا شد به طوری که شورای ملی انتخابات در بسیاری از مراکز رای گیری مجبور به تمدید مهلت رای گیری تا ساعت 10 شب شد. حضور بالای 65 درصدی ونزوئلا آنهم در انتخابات محلی به نحوی چشمگیر بود که تعجب ناظران بین المللی و تحسین و قدردانی مقامات دولتی و گروه های سیاسی ونزوئلا را برانگیخت تا اولین نتیجه انتخابات - همانطور که تمام گروه های سیاسی بر آن اتفاق نظر دشتند - فریاد دموکراسی در این سرزمین آمریکای لاتینی باشد.
در این انتخابات حزب مردمی آقای چاوز با فتح اکثر شهرداری ها کشور و همچنین فتح 17 فرمانداری از 22 فرمانداری ایالت های ونزوئلا توانست نزدیک به 80 درصد فرمانداری های کشور را به خود اختصاص دهد تا نقشه سیاسی ونزوئلا به رنگ قرمز حزب آقای چاوز آراسته گردد. نکته جالب توجه در این زمینه اذعان طرفین و البته ناظران و "همراهان" بین المللی بر صحت انتخابات و پذیرش نتایج اعلام شده در همان دقایق اولیه پس از اعلام نتایج در نیمه شب روز یکشنبه 23 نوامبر بود. شفافیت، صحت، دقت، سلامت و اعتبار سیستم انتخاباتی ونزوئلا پس از بازدید و رای گیری روز گذشته به تایید تمامی ناظران بین المللی حاظر در ونزوئلا رسید به شکلی که ناظر بین المللی دعوت شده از کشور کانادا در حضور همه خبرنگاران اعلام میکند که ای کاش کشورش نیز از سیستم انتخاباتی همانند سیستم کشور ونزوئلا برخوردار باشد.
حال، هدف از نگارش این مطلب نه پوشش پیروزی محرز آقای چاوز در انتخابات را دنبال می کند و نه کوبیدن مخالفان که البته با کسب 5 فرمانداری از ۲۲ فرمانداری کل کشور توانستند فضای حداقلی را برای خود ایجاد کنند. هدف بیشتر یادآوری پویائی دموکراسی در کشور ونزوئلا، دولت و شخص آقای چاوز است؛ چاوزی که در همان دقایق اولیه پس از اعلام نتایج انتخابات، ضمن تبریک به مردم کشورش برای مشارکت بی سابقه در انتخابات محلی، به ابراز شادمانی از پیروزی بدست آمده پرداخته و در همان لحظه پیروزی مخالفان در 5 ایالت کشور را به رسمیت می شناسد و همگان را در برابر این پرسش قرار می دهد که آن همه تبلیغ مبنی بر وجود دیکتاتوری در ونزوئلا چه شد؟...
پیروزی آقای چاوز در انتخابات شهرداری ها و فرمانداری های ونزوئلا ضمن حفظ امید در دل مردم ستمدیده آمریکای لاتین، موقعیت وی به عنوان رئیس جمهور محبوب این کشور و حزب مردمی نوپای اش را تثبیت نموده تا سنگر مبارزه با نظام سلطه در آمریکای لاتین به لطف خدا همچنان کار خود را ادامه دهد و یاریگر دیگر ملت های آزادیخواه در این منطقه باشد." تا کور شود هر آنکه نتواند دید."
پارازیت: خانم ماریزابل رودریگز، همسر سابق چاوز و کاندیدای شهرداری شهر بارکیسیمتو ، که هفته گذشته مورد لطف و عنایت ویژه یکی از سایت های اینترنتی محترم(!) کشورمان قرار گرفته بود به شکلی که سایت مذکور ضمن اختصاص دادن یکی از تیترهای اصلی خود به ایشان، وی را بزرگترین رقیب سیاسی آقای چاوز و امید اول پیروزی مخالفان دانسته بود، با اجازه آقایانی که کاش نمی تابیدند، با کسب حدود 2 درصد، بله دو درصد آرا، میزان محبویت خود و البته سطح تحلیل سیاسی مخالفان چاوز در ایران را در تاریخ ثبت کرد.
+
; ۱۱:٢۸ ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٤

روز سه شنبه 23 مرداد هوگو چاوز در مراسم اعطای اعتبار به بخش های دانشگاهی ونزوئلا که در فقیر ترین منطقه شهر کاراکاس و با حضور مردم منطقه، مسوولین کشور و میهمانان بین المللی برگزار می شد، به ناگاه متوجه تلاش یک کودک برای نزدیک شدن به جایگاه سخنرانی می شود که با ممانعت مسولین مراسم نمی تواند خود را به جایگاه برساند. وی فورا سخنرانی را قطع می نماید و از مسوولین می خواهد کودک را به جایگاه راهنمائی کنند. چند لحظه بعد کودک که نامه ای در دست دارد در آغوش چاوز جای می گیرد. چاوز سعی می کند با سوالاتی مانند اسمت چیست و چند سال داری کودک را به حرف در بیاورد که به خاطر اینکه کودک مشغول خوردن بیسکویت است فایده ای ندارد. به ناگاه چاوز از کودک می پرسد چی برای من آورده ای که کودک در جواب می گوید بیسکویت. چاوز هم می گوید خب به من بیسکویت بده غافل از اینکه تنها بیسکویتی که کودک همراه دارد همان است که در دهان دارد. کودک در پاسخ به رئیس جمهور ونزوئلا و در جلوی دوربین هائی که مراسم را به طور زنده از تمام کانال های تلویزیونی ونزوئلا پخش می کنند دست در دهان می برد و بخشی از غذای جویده شده را از دهان در می آورد و به چاوز تعارف می کند. در کمال بهت حاضرین چاوز تعارف کودک را رد نمی کند و لقمه از دهان در آورده شده کودک را می خورد و تحسین حاضرین را بر می انگیزد. چاوز در همان حال سخنرانی را که در مورد بلا های نظام سرمایه داری بود را ادامه می دهد و تاکید می کند در نظام سرمایه داری هیچ کس به فکر دیگری نیست در صورتی که در دیگر نظام های انسانی مردم حاضرند دارائی های خود را با دیگران نیز تقسیم کنند مانند همین کودک که حاضر شد حتی غذای در دهان خود را با دیگری تقسیم نماید.
برای دیدن فیلم مربوطه بر روی لینک زیر کلیک نمائید:
http://www.youtube.com/watch?v=BcKEYAulRf0
+
; ٦:٢۸ ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/۳٠
در تاریخ 17 نوامبر 2006 تلویزیون سراسری ونزوئلا آقای چاوز را در حالی به تصویر می کشید که وی در حال جایگزینی لامپ ها معمولی یک خانواده روستائی در ایالت نوئبا اسپارتای این کشور با لامپ های کم مصرف بود. این فعالیت ساعتی بعد توسط آقای چاور " انقلاب انرژی" نام گرفت. آقای چاوز از طریق تلویزیون به مردم ونزوئلا اعلام کرد که در چارچوب ماموریت "انقلاب انرژی" گروه های بی شماری به طور همزمان، بدون هیچ گونه هزینه ای، اقدام به تعویض لامپ های معمولی با لامپ های کم مصرف خواهند کرد.
امروز که این مطلب در این وبلاگ درج می گردد، بیش از 68 میلیون لامپ معمولی در سراسر کشور ونزوئلا با لامپ های کم مصرف جایگزین شده اند. اگر یک محاسبه سر انگشتی انجام دهیم و توان لامپ ها معمولی که حدود 96 وات می باشد و لامپ های کم مصرف که حدود 15 وات می باشد ( به عبارتی ذخیره 81 وات در هر لامپ) را در نظر بگیریم، بهتر متوجه میزان بالای انرژِی ذخیره شده در این کشور خواهیم شد. از مزایای لامپ ها کم مصرف می توان به عمر بالای آنها (8 برابر عمر لامپ های معمولی)، مصرف الکتریکی پائین آنها (80 درصد لامپ ها معمولی)، نور مناسب و عدم تولید گرما اشاره کرد.
این ماموریت که به صورت مجانی و بدون هیچ گونه هزینه ای برای کاربران خانگی و تجاری انجام گرفت امروزه با نصب 68 میلیون لامپ کم مصرف در کشور 25 میلیون نفری ونزوئلا به آخر کار خود رسیده و اقدام مهم و ارزنده دیگری در پرونده دولت انقلابی آقای چاوز می باشد.
+
; ۸:٥٤ ب.ظ ; ۱۳۸٧/٢/٢۳

تازگی ها در برخی از خبرگزاری ها خبری منتشر شده با این مضمون که آقای چاوز به طور متوسط 40 ساعت در هفته از طریق تلویزیون برای مردم ونزوئلا صحبت می کند. جالب است در تمام این خبرها هیچ گاه منبع خبر ذکر نشده و فقط به ذکر خبر و در بعضی از مواقع
تحلیلی بی اساس در مورد آن بسنده شده است. این خبر حتی مورد توجه آقای ابطحی نیز قرار گرفته تا با درج آن در وبلاگ شخصی اش، سعی کند آنرا به عنوان دلیل "جواب منفی " مردم ونزوئلا به وی در همه پرسی اخیر ونزوئلا ذکر نماید. ایشان همچنین ضمن " دوست تازه دولت ایران" خواندن آقای چاوز وی را متهم به "علاقمند بودن برای مادام العمر شدن در ریاست جمهوری ونزوئلا از طریق اصلاحات قانون اساسی" نموده است.
هر چند بنا نیست که هر کس در هر گوشه دنیا اسمی از چاوز بیاورد، زود در مقام پاسخگوئی برآییم و به توضیح مطلب بپردازیم؛ اما دور از انصاف دیدیم در این زمینه که اتفاقا مورد توجه سایت های خبری فارسی زبان قرار گرفته توضیحی ندهیم.
تنها برنامه هفتگی تلویزیونی چاوز برنامه ای است با عنوان " الو رئیس جمهور" که روزهای یکشنبه هر هفته با حضور مقامات دولتی در شهرستان های مختلف، با پخش مستقیم تلویزونی از کانال دولتی ونزوئلا، برگزار می گردد و از 4 تا 7 ساعت طول می کشد. آقای چاوز در این برنامه ضمن ارائه گزارشی ار فعالیت های انجام شده در طی هفته، در مقام پاسخگوئی به تمام شبهاتی که در طی هفته از طرف مراجع مختلف در مورد دولت مطرح شده بر می آید. انصاف نیست کسی با استدلال به وجود این برنامه - که شفافیت آقای چاوز در اداره کشور را به نمایش می گذارد - بخواهد چاوز را زیر سوال ببرد. در هر صورت حق - و حتی وظیفه - هر دولتی است که برنامه های خود برای اداره کشور را به صورت مداوم با مردم در میان بگذارد.
دیگر برنامه های تلویزیونی آقای چاوز بر خلاف آنچه در سایت ها گفته می شود، مربوط به حضور ایشان در برنامه های مختلف، دیدارهای رسمی، افتتاح پروژه ها، بازدید از مراکز صنعتی و غیره می باشد که البته اکثر آنها همراه سخنرانی ایشان هستند و طبیعتا از طرف تلویزیون دولتی پوشش داده می شوند. نکته مهم اینکه، هیچ گاه متوسط برنامه های تلویزیونی ایشان اعم از برنامه هفتگی الو رئیس جمهور و برنامه های دیگر ایشان که پوشش تلویزیونی داده می شوند از 15 تا 20 ساعت در هفته تجاوز نمی کند.
در مورد" جواب منفی" که آقای ابطحی مطرح کرده اند نیز ایشان را به خواندن پست قبلی این وبلاگ فرامی خوانیم تا شاید اگر خواستند واقعیت را آنچنان که هست ببیینند.
دوست داشتم آقای ابطحی را از نزدیک می دیدم تا شخصا برای من توضیح دهد منظورش از "دوست تازگی های دولت ایران" چیست؟ این اظهار نظر از طرف کسی که از نزدیکان رئیس جمهور سابق این کشور هستند و حتما در جریان چگونگی شکل گیری روابط ایران و ونزوئلا هستند و حداقل 3 یا 4 بار از نزدیک در بازدید های رسمی آقای چاوز و آقای خاتمی حضور داشته اند، بسیار عجیب به نظر می رسد. اگر هدف ایشان استفاده از این موضوع برای انتقاد از دولت کنونی است لازم است به ایشان هشدار بدهیم که سخت در اشتباه است، چرا که همانطور که توضیح داده شد اولا اصل این خبر و تحلیل صورت گرفته بر آن، از اساس نادرست است و ثانیا توسعه روابط با ونزوئلا در زمان دولت کنونی که توسعه صادرات صنعتی به آمریکای لاتین را به شکل چشمگیری موجب شده است از نقاط مثبت سیاست خارجی کشورمان می باشد .
و در ارتباط با"ا قصد مادام العمر شدن چاوز در ریاست جمهوری ونزوئلا" از طریق اصلاحات قانون اساسی، توجه همگان مخصوصا آقای ابطحی را به این نکته جلب می کنیم که آقای چاوز در اصلاحات قانون اساسی پیشنهاد برداشتن محدودیت کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری و نه تثبیت خود به عنوان رئیس جمهور دائم این کشور را مطرح کردند. البته خاطر نشان می سازد ایشان در کنار این پیشنهاد، بر برگزاری همه پرسی برای رفتن یا ماندن رئیس جمهور کشور در مدت دوره ریاستش با گردآوری تعدا مشخصی امضا از طرف مردم نیز تاکید کرده بودند کما اینکه در سال 2004 این مهم اتفاق افتاد و همین آقای چاوز با روی باز همه پرسی برای ماندن یا رفتنش را پذیرفت تا با رای اکثریت مردم ونزوئلا در آگوست سال 2004 موقعیتش به عنوان رئیس جمهور ونزوئلا تثبیت ببخشد.
ظاهرا عجله آقای ابطحی برای اتمام دوره ریاست جمهوری ونزولا بسیار بیشتر از مخالفان دو آتشه چاوز در ونزوئلا می باشد، اما با اجازه آقای ابطحی یادآور می گردد: آقای چاوز با پیروزی در انتخابات دسامبر سال گذشته با کسب بیش از 65 درصد آرا (فعلا) تا سال 2013 رئیس جمهور ونزوئلا می باشد.
+
; ۱٢:٠۸ ق.ظ ; ۱۳۸٦/٩/۱٥

پس از اینکه نیمه شب گذشته، شورای ملی انتخابات در گزارش اول خود اعلام کرد از 90 درصد آرا شمارش شده رای "نه" با 50/70 درصد بر رای " آری" با 49/29 درصد پیروز شده است، آقای چاوز در برنامه ای زنده از کاخ ریاست جمهوری ونزوئلا اعلام کرد نتایج مذکور را به عنوان نتیجه نهائی این همه پرسی می پذیرد. در این برنامه که از ساعت 1 و 20 دقیقه بامداد یکشنبه به وقت محلی آغاز شده و به طور مستقیم از تمام شبکه های تلویزیونی دولتی و خصوصی ونزوئلا پخش می شد، آقای چاوز ضمن تشکر از مردم ونزوئلا به خاطر شرکت در انتخابات به ذکر چند مورد در ارتباط با این همه پرسی پرداخت که توضیح و تشریح آنها همگان را در درک بهتر واقعیت های آن کمک خواهد کرد.
اولین نکته در این ارتباط این است که نتایج همه پرسی دیروز ونزوئلا، خود سند محکمی دال بر دموکراتیک بودن دولت آقای چاوز و خط باطلی بر اتهام وجود دیکتاتوری در این کشور توسط مخالفان داخلی و خارجی می باشد. اگر بر اساس ادعای مخالفان آقای چاوز سعی در رواج دیکتاتوری در این کشور را دارد، آیا هرگز انتظار می رفت پیروزی مخالفان در این همه پرسی از شورای ملی انتخابات اعلام و توسط آقای چاوز در همان دقایق آغازین به رسمیت شناخته شود؟...
نکته دوم اینکه آقای چاوز از همان ابتدا اعلام کرده بود نتایج انتخابات اعلام شده توسط شورای ملی انتخابات را به رسمیت خواهد شناخت و خواستار به رسمیت شناخته شدن آن توسط مخالفان شده بود در حالی که مخالفان هیچگاه پیش از برگزاری رفراندوم و پیش از اعلام نتایج به صورت شفاف اعلام نکردند نتایج همه پرسی را به رسمیت خواهند شناخت. حتی شواهد حکایت از نیت مخالفان - در صورت عدم پیروزی - در نا آرام کردن کشور و ایجاد بلوا و آشوب داشت. اما، این آقای چاوز بود که درست چند دقیقه پس از اعلام نتایج (البته نه اعلام نتایج نهائی) در برنامه زنده تلویزیونی با شجاعتی مثال زدنی ضمن تبریک به ملت ونزوئلا، نه فقط نتایج را به رسمیت شناخت بلکه علی رغم اینکه هنوز 10 درصد آرا شمارش نشده بود و اختلاف رای با طرف مقابل فقط یک درصد بود، اظهار کرد این نتایج را به عنوان نتایج هائی همه پرسی می پذیرد. اقدامی که تحسین موافقان و مخالفان دولت را برانگیخت.
نکته سوم در باب این همه پرسی توضیح چگونگی پیروزی مخالفان می باشد. سال گذشته آقای چاوز در انتخابات ریاست جمهوری با کسب 7 میلیون و 400 هزار رای به میزان 65 درصد در مقابل 4 میلیون و پانصد هزار رای به میزان 35 درصد توانست موقعیت خود را به عنوان رئیس جمهور تا سال 2013 تثبیت ببخشد. نکته مهم در این زمینه اشاره به تعداد رای دهندگان می باشد: مخالفان در همه پرسی روز گذشته همان تعدا رای سال گذشته خود یعنی 4 میلیون و پانصد هزار رای اینبار به میزان 50/70 درصد راکسب کردند در حالی که از 7 میلیون و پانصد هزار نفر طرفدار چاوز امسال فقط 4 میلیون و 500 هزار نفر به میزان 49/29 درصد در انتخابات شرکت کردند و 3 میلیون نفر مابقی به دلایل مختلف تصمیم به عدم شرکت در انتخابات گرفتند. به عبارتی تعداد رای مخالفان همان تعداد رای سال گذشته بوده و تحریم 44/11 درصدی انتخابات در امسال باعث پیروزی مخالفان در همه پرسی روز گذشته شد. تحلیلگران دلیل عدم شرکت در انتخابات 3 میلیون نفر طرفدار چاوز که علت اصلی پیروزی مخالفان می باشد را در عدم اختصاص زمان کافی برای آگاه سازی مردم در مورد مفاد اصلاحات 64 بندی قانون اساسی و البته تبلیغات منفی رسانه ای مخالفان در ارتباط با این اصلاحات از جمله ترساندن مردم با ترویج مفاهیم نادرست از تعریف جدید ملکیت خصوصی در آن دانستند. تبلیغاتی که دروغ بودن آنها با مطالعه متن اصلاحات و همچنین اظهارات آقای چاوز به خوبی روشن می گردد. در هر صورت ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت می باشد که 3 میلیون نفر مورد اشاره هر چند به "آری" رای ندادند اما به اردوگاه مخالفان نیز نپیوسته اند.
نکته پایانی در این ارتباط نیز به بزرگنمائی این پیروزی توسط مخالفان بر می گردد. سرتیتر روزنامه ها و عناوین برنامه های تلویزیونی مخالفان بر شکست سنگین (!!!) چاوز در این همه پرسی تاکید دارد. خود مخالفان می دانند که اینچنین نبوده و حتی با برگزاری این همه پرسی پیروزی هائی نیز نصیب چاوز شده است. از جمله این پیروزی ها که اهمیت و ارزش آنها کمتر از پیروزی در همه پرسی نیست، می توان به " رد اتهام دیکتاتوری در ونزوئلا " و همچنین " تایید قانون اساسی فعلی ونزوئلا توسط مخالفان " اشاره کرد. قانون اساسی فعلی ونزوئلا قانون تهیه شده به دستور آقای چاوز پس از به ریاست جمهوری رسیدن وی در سال 1999 می باشد که هیچ گاه - تا الآن - مورد تایید مخالفان قرار نگرفته بود.
در آخر یادآور می گردد رای "نه" دیروز - آنهم فقط با یک درصد اختلاف - هیچگاه به منزله رای "نه" به چاوز محسوب نمی گردد به شکلی که اگر فردا روزی، انتخاباتی در مورد رفتن یا ماندن وی و یا بر سر تمدید مهلت شرکتش در انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردد؛ بی شک رای چاوز حتی یک رای کمتر از رای 65 درصدی سال گذشته اش نخواهد بود.
+
; ۱۱:۳٧ ب.ظ ; ۱۳۸٦/٩/۱٢
.jpg)
روابط ونزوئلا با کلمبیا پس از اینکه آلوارو اوریبه رئیس جمهور کلمبیا به
اقدام بشردوستانه آقای چاوز در میانجیگری برای مبادله گروگانهای دربند
فارک و زندانیان این گروه در کلمبیا به شکل غیر منتظره ای پایان داد، به
سردی گرائید. آقای چاوز که از چهار ماه پیش تمام توجه و توان خود را برای
یافقتن یک برون رفت در مناقشه فارک - کلمبیا بکار گرفته بود و اقدام وی
مورد حمایت کشورهای مختلف از جمله ایالات متحده آمریکا، فرانسه و همچنین
کشورهای آفریقائی قرار گرفته بود، به ناگاه در هنگام برگشت از سفر دوره ای
به خاورمیانه و اروپا به تصمیم "غیر قابل باور" و "تاسف برانگیز" آقای
اوریبه مبنی یر پایان ماموریت وی به عنوان میانجی روبرو شد.
چاوز در یک مصاحبه تلویزیونی در حالی که ناراحتی کاملا در چهره اش نمایان
بود، از این تصمیم اوریبه ابراز تاسف کرد. ناراحتی چاوز کاملا بجا بود چرا
که اقدامات تا آنجا پیش رفته بود که فارک به درخواست وی و برای نشان دادن
حسن نیت برای ادامه مذاکرات در حال آزادی گروه کوچکی از گروگانها بود. اما
تصمیم ناگهانی اوریبه امید خانواده های گروگانها را به نا امیدی تبدیل کرد
تا همگی آنها در میدان محل کاخ ریاست جمهوری کلمبیا گرد هم آیند و ناراحتی
و خشم خود را از تصمیم اوریبه ابراز کنند. گروه های مختلف ضمن محکوم کردن
اوریبه، خواستار درخواست مجدد وی از چاوز برای کمک به حل بحران داخلی
کلبمیا شدند.
تحلیلگران مختلف مسائل آمریکای لاتین، علی رغم اظهارات اوریبه مبنی بر
پایان دادن به میاجیگری بواسطه تماس تلفنی مستقیم چاوز با فرمانده ارتش
کلمبیا، بر این باورند که اقدام بسیار مثبت چاوز در کمک به حل بحران
داخلی کلمبیا و پیشرفت چشمگیر آن بر محبوبیت چاوز در آمریکای لاتین بیش از
پیش افزوده است و در اصل اوریبه تحت فشار راست گرایان حاکم بر کشور و
البته ایالات متحده آمریکا چنین تصمیم گرفته است.
واقعیت آن است که از همان ابتدا روشن بود که مداخله چاوز در این مساله، به
خاطر توان بسیار بالای مذاکراتی وی که قطعا نتایج مثبتی را به ارمغان می
آورد، بر مطرح شدن بیش از پیش وی به عنوان رهبر پیشروی آمریکای لاتین می
افزاید. خود اوریبه هم این مهم را از ابتدا می دانست و اگر فشار افکار
عمومی نبود هرگز با میانجیگری چاوز در این مساله موافقت نمی کرد. پس از
موافقت نیز وی در تمام این مدت به دنبال بهانه ای برای قطع آن می گشت که
در نهایت تماس تلفنی آقای چاوز از طریق خانم کوردوبا (سناتور کلمبیائی
مامور برای همکاری با چاوز در زمینه آزادی گروگانها) با فرمانده ارتش
کلمبیا که البته آن هم برای پرسجو در مورد اطلاعات مربوط به گروگانهای
دربند فارک بود، این بهانه را بدست اوریبه داد تا علی رغم همه مشکلاتی که
این تصمیم می توانست برایش بوجود بیاورد، پایان ماموریت چاوز آنهم از طریق
یک بیانیه مطبوعاتی را اعلام نماید. وی حداقل کاری را که می بایست انجام
می داد این بود که ضمن تماس تلفنی با چاوز وی را از تصمیم خود آگاه سازد.
اما اینچنین نکرد تا ناراحتی دوچندان چاوز را فراهم آورد.
برخی دیگر از تحلیلگران تصمیم اوریبه را در راستای منافع بخشی از حاکمیت کلمبیا از ادامه بحران فارک دانسته اند.
در هر صورت آقای چاوز که با حسن نیت و با تلاش فراوان زمان زیادی را صرف این مهم کرده بود، تنها اظهار نظری را که میتوانست در مورد تصمیم اوریبه داشته باشد، "خیانت آمیز" خواندن تصیم وی بود. جالب است اوریبه مساله را به همین جا ختم نکرد و در اظهار نظری بی پایه چاوز را متهم به تلاش برای مشروعیت بخشی به تروریسم !!! (اشاره به فارک) نمود. اظهار نظری که چاوز را مجبور کرد تا اعلام کند در روابط سیاسی و البته اقتصادی کشورش با کلمبیا تجدید نظر خواهد کرد.
این اقدام نیز کوچکترین خدشه ای به شخصیت برجسته انقلابی و آزادیبخش آقای چاوز وارد ننموده است و بازنده اصلی این تصمیم، دولت کلمبیا و در راس آن آقای اوریبه و البته خانواده گروگانها (به طور ناخواسته) هستند.
آقای چاوز در آخرین تماس با فارک درخواست کرده بود گروهی از گروگانها به نشانه حسن نیت برای ادامه مذاکرات صلح آزاد گردند، درخواستی که طبیعتا با پایان میانجیگری وی توسط اوریبه فاقد اعتبار خواهد بود. اما اگر فارک بنابر درخواست چاوز همان گروه چند نفره را علی رغم بدقولی اوریبه آزاد کند، روزهای بسیار سختی در انتظار اوریبه خواهد بود.
چند و قتی بود به دلیل مشغله کاری مطلبی ننوشته بودم...هنوز هم قصد نوشتن نداشتم...اما بعضی وقتها مسائلی پیش می آید که نای انجام هر کاری آدم گرفته می شود و تمام فکر و ذکر آدم را مشغول به خود می سازد...صبح از خواب بیدار می شوی و سایت های اینترنتی را با هدف پیگیری سفر ششم آقای چاوز به کشورمان را بررسی می کنی...سفر را روز گذشته پیگیری کرده ای و متوجه شده ای که یکی از موفق ترین سفر ها بوده است...هنوز فریاد خروشان چاوز در عسلویه در گوشهایت طنین انداز است که می گفت: " بربر ها و وحشی ها آنهائی هستند که ملت عراق را در خاک و خون می غلطانند...بربر ها و وحشی ها کسانی هستند که ملت مظلوم و بیگناه فلسطین را آواره کرده اند"...یا در سفر قبلی ایشان زمانی که در بحبوحه تجاوز همه جانبه اسرائیل به لبنان نشان درجه یک لیاقت را از دستان آقای احمدی نژاد در تهران تحویل گرفت اعلام کردد: " امیدوارم سزاوار دریافت این نشان نه به خاطر کار هائی که انجام داده ام بلکه به خاطر کار هائی که انجام خواهم داد باشم"...و کمتز ا ز 24 ساعت بعد بود که پس از وارد شدن به فرودگاه کاراکاس و از همان فرودگاه ضمن اعلام انزجار از اقدامات دولت ددمنش اسرائیل، به عنوان اولین کشور سفیر خود را از اسرائیل فرا خواند و اعلام کرد کشورش نیازی به داشتن روابط با اسرائیل ندارد...هنوز فریادش در مجمع عمومی سازمان ملل متحد را به خاطر می آوری که بوش را شیطان نامید...روزانه شاهد مواضع محکمش در برابر ایالات متحده امریکا و هر زورگوی دیگری در دنیا هستی...هنوز شاهد دفاع همه جانبه اش از انقلاب اسلامی ایران، نظام جمهوری اسلامی ایران، رهبری، رئیس جمهور و مواضع کشورمان در رابطه با استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای هستی...هنوز به خاطر داری کمتر از دو هفته پیش در مراسمی به دفاع از ارزش های اسلامی ایران پرداخت و با ستایش پیامبر اکرم فلسفه اسلامی را بسیار عیمق تر از فلسفه کاتولیک دانست...هر روز شاهد دهها مورد هستی که ذکر آنها خود می تواند مطلبی مستقل برای درج در این وبلاگ گردد...اما...به یکباره دلت می گیرد...سایتی را باز می کنی که ادعای حقانیتش گوش آسمان را کر کرده...آنجا بغض گلویت را می گیرد...می بینی که با درج عکس های سال 2000 چاوز در کنار صدام حسین به تخریب ناجوانمردانه این آزادیخواه برخاسته از سرزمین آمریکای لاتین پرداخته اند...می بینی کسی در قسمت نظرات - که با تایید مسوولین سایت درج می گردند- چاوز را با قذافی مقایسه کرده و خواستار دقت بیشتر مسوولان برای انتخاب متحدان استراتژیک خود شده است...می بینی...اما باورش سخت است...باورش سخت است ...به همان دلایلی که در بالا گفته شد...می بینی اما کاش نمی دیدی...
می بینی که فقط عکس را چاپ کرده اند و هیچ توضیحی در مورد آن نداده اند...دلت می گیرد که چرا توضیح داده نشده که سفر چاوز به عراق، پس از سفر به جمهوری اسلامی ایران و از مرز کرمانشاه با اسکورت جنگنده های ایران صورت گرفت...دلت می گیرد چرا توضیح داده نشده است که قیمت نفت قبل از روی کار آمدن چاوز حدود 8 دلار برای هر بشکه بود و پس از روی کار آمدن وی و اقداماتی نظیر رایزنی با کشور های صادر کننده نفت و برگزاری اجلاس سران اپک در کاراکاس بود قیمت نفت به بالای 20 دلار در هر بشکه رسید...دلت میگیرد از ین همه بی انصافی...دلت میگیرد...از همه چی....دلت میگیرد از همه کس...
+
; ٥:۱٢ ب.ظ ; ۱۳۸٦/٤/۱٢